شماها ببخشید قول میدم که جبران کنم
بیوگرافی:
متولد 1354
مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه آزاد اسلامی.
- قبل از اینکه به سینما بیاید، نوازنده بود و به عنوان گیتاریست با گروه آریان همکاری می کرد. آشنایی اتفاقی اش با ایرج قادری باعث می شود تا در فیلم « سام و نرگس » بازی کند. از آن به بعد در فیلمهای « زمانه »، «بالای شهر، پایین شهر » و « شام آخر » بازی کرد که فیلم آخری زودتر از دیگر فیلمهایش به نمایش درآمد.
- محمدرضا گلزار در سال 1381 در فیلمهای « بوتیک » و « چشمان سیاه » بازی و سال 1382 را با بازی در فیلم « 13 گربه روی شیروانی » آغاز کرد.
- شاید کسی باور نمی کرد که گلزار هم بتواند خوب بازی کند. اما او در فیلم « بوتیک » نشان داد که اگر بخواهد می تواند بازیگر موفقی باشد. به شرطی که ...
- محمدرضا گلزار پس از « بوتیک » در دو فیلم دیگر هم عالی ظاهر شد: « کما » و از همه مهمتر « آتش بس ». او همچنان یکی از بهترین انتخاب ها برای فیلمهای بزرگ و پرفروش است. محمدرضا گلزار تا به حال همراه با مهناز افشار در چند فیلم پرفروش ایفای نقش کرده است: زهر عسل، 13 گربه روی شیروانی، کما، آتش بس، تله و ...
مجموعه آثار:
- سام و نرگس (ایرج قادری، 1378)
- زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)
- بالای شهر، پایین شهر (اکبر خامین، 1380)
- شام آخر (فریدون جیرانی، 1380)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- چشمان سیاه (ایرج قادری، 1381)
- زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)
- 13 گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382)
- کما (آرش معیریان، 1382)
- گل یخ (کیومرث پوراحمد، 1383)
- آتش بس (تهمينه ميلاني، 1383)
- شام عروسی (ابراهيم وحيدزاده، 1383)
- تله (سیروس الوند، 1385)
- کلاغ پر (شهرام شاه حسینی، 1386)
- توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی، 1386)
- مجنون لیلی (قاسم جعفری، 1386)



تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...

بی قراری... 
امشب خیال رویت بر من دمی گذر کرد...
در هر تپش دوباره قلبم تو را طلب کرد... 
امشب دوباره بی تو من ماندم و سیاهی
با یک بغل پر از غم یک حس بی قراری...
این روزها به سرعت هریک به شب رسیدند
تاری ز بی قراری بر پیکرم تنیدند
چیزی درون قلبم نام تو را صدا کرد...
با یاد نامت انگار بغض مرا رها کرد...

وقت رفتن... 
گفتمش بی تو چه باید کردن...
عکس رخساره ماهش را داد
گفتمش مونس شبهایم کو؟؟؟
تاری از زلف سیاهش را داد
وقت رفتن همه را می بوسید
به من از دور نگاهش را داد...
یادگاری به همه داد و به من
انتظار سر راهش را داد... 
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه و نماز و روزه تون قبول درگاه حق باشه و از این ماه پر برکت
بیشترین استفاده را ببرید ، دوستان گلم من خیلی دوستتون دارم باور کنید امروز که مسافر بودم و به 

شهر خودم می اومدم اسامی همه ی کسانی که برای من کامنت گذاشته بودند رو توی ذهنم مرور
می کردم مخصوصا" کسانی که باهاشون قدیمی شده ام خیلی دلم می خواست که ببینمتون
اما نمیشه منم نمی دونم که چراااااااا نمیشه ، عزیزان ویکتور هوگو یه جمله ای داره که میگه : اگه همه 

چیزای که توی مغزم هست را بهتون بگم ۱۱ جلد کتاب میشه ولی اگه اون چیزی که توی قلبم هست را
بهتون بگم ۲ کلمه است و اونم " دوستت دارم " هست . التماس دعا 
لام امیدوارم که حالتون خوب باشه ، حالا چون که من توی پست های قبلی به شما سروران
گفته بودم که می خواهم بشتر از خودم بگم امروز هم تصمیم گرفتم که به جای حرف های عاشقانه بازم از خودم بگم . من توی
وبلاگم کم پیش میاد که کسی برام کامنت بزاره و جوابشو ندم دوست ندارم که پیش کسی شرمنده بشم ، من توی زندگیم با مشکلات زیادی روبرو شده ام ولی به لطف خدا از همشون با مو فقیت عبور کرده ام چون عقیده ی من این است که باید از مشکلات استقبال کنیم و اگر از مشکلات فرار کنیم اونوقت زندگی ما پایه هاشو از دست
می دهد و ما شکست می خوریم ، به گفته ی روان شناسان کسی توی جهان پیدا نمیشه که فشار های وارد بر او صفر باشد . من دیروز خیلی بهم خوش گذشت واقعا" جاتون خالی چون روز تولدم بود البته اینو هم بگم که سرم خیلی شلوغه چون هم درس می
خونم و هم کار می کنم .

